السيد موسى الشبيري الزنجاني

2969

كتاب النكاح ( فارسى )

أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ [ بقره / 232 ] ، مفسرين مراد از « فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ » را اشراف به اجل دانسته‌اند ، به عنوان تنظير اين عبارت را ذكر مىكنيم كه در محاورات عرفى در مورد كسى كه هنوز نمرده ولى مرگش نزديك است مىگويند : مرگش فرا رسيده است يا اجلش رسيده است ، مفسّرين « فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ » را هم به همين معنا گرفته‌اند و گفته‌اند كه اين آيه ناظر به نهى از رسم جاهلى است كه براى آزار زن در اواخر زمان عده رجوع مىكرده‌اند ، مرحوم آقاى خويى مىفرمايد كه مراد از بلوغ اجل ، تمام شدن اجل مىباشد ، بنابراين زنان از عده خارج شده‌اند ، لذا مراد از « فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ » اين است كه با ازدواج مجدّد ، زن را به حباله زوجيت خود درآورد ، در مقابل « سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ » كه زن را رها مىكند تا با هر كس كه خواست ازدواج كند . 5 ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى « قدس سرّه » : در اين معنايى كه مرحوم آقاى خويى مطرح ساخته‌اند اين اشكال وجود دارد كه تفسير امساك به ازدواج مجدّد صحيح به نظر نمىآيد ، چون در مورد كسى كه در حباله زوجيت باشد يا در حال عده باشد و هنوز يك نحوه علقه‌اى بين آن دو برقرار باشد مىتوان امر به امساك كرد يعنى زنى را كه در اختيار توست نگاه‌دار ، ولى در مورد زنى كه از حباله نكاح خارج شده و در اختيار مرد نيست نمىتوان گفت : امسكها ، يعنى با وى ازدواج مجدّد كن ، مگر به نحو تعليق گفته شود : ان عقدت عليها فامسكها ، كه اين گونه تعليق در آيه شريفه خلاف ظاهر است ، بلكه ظاهر آيه دستور بالفعل به امساك است . « 1 »

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) ان قلت : اگر مراد از « فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ » اواخر عده باشد ، بايد رجوع تنها در اواخر عده جايز باشد ، لااقل در غير از اواخر عده به نحو سالبه جزئيه رجوع جايز نباشد و گرنه اين قيد لغو مىگردد . قلت : آوردن اين قيد ، مىتوان اشاره به رسم جاهلى باشد كه به جهت ايذاء زوجه در اواخر عده رجوع مىكردند ، آيه فوق در مقام ردّ اين رسم مىفرمايد كه رجوع بايد « بِمَعْرُوفٍ » باشد نه ضراراً ، بنابراين ذكر اين قيد حتى اگر به مفهوم فى الجمله قائل نشويم لغو نيست . از سوى ديگر شايد نظير همين اشكال را در تفسير مرحوم آقاى خويى هم بتوان طرح كرد ( فتأمّل ) .